خداحافظی از عشق و هرزگری از بیماری همه گیر آنفلوانزا در سال 1918


تقریباً یک سال است که ، مجردانی که به دنبال عشق هستند مجبورند روی آنها تمرکز کنند – بله ، من این را می گویم – بی سابقه چشم انداز قدمت با روش های ملاقات با افراد جدید که اساساً در برنامه های کاربردی خلاصه می شوند ، دشوار است تصور کنید که بقای همه گیر بدون این فناوری چه خواهد بود.

با این حال ، ما می دانیم که مردم دارند در واقع از همه گیری های زنده مانده بدون فناوری مدرن ، بسیاری در واقع. آخرین همه گیری ، که قابل مقایسه با بیماری همه گیر COVID است ، آنفولانزای اسپانیایی در سال 1918 است ، و من تصمیم گرفتم تا بدانم قدمت قبل و بعد از این همه گیری چیست.

اصطکاک اینجاست: هیچ کس به طور قطعی نمی داند. یا حداقل هیچ یک از بسیاری از مورخانی که به دنبال آنها می گشتم نمی توانست مرا به سمت گرایش های جامع سوق دهد.

خوشبختانه ، ما دیدگاه هایی داریم – بریده های روزنامه ، حکایات – درباره اینکه آن زمان دوست داشتن و عشق چگونه بود. از برخی جهات بسیار شبیه به آنچه در حال حاضر است بود: قوانین خاصی به مردم داده شد و آنها آنها را زیر پا گذاشتند یا حداقل آنها را دور زدند.

لورا اسپینی ، روزنامه نگار و نویسنده کتاب ، برای حضور در آخرین فیلم چارلی چاپلین نمونه ای از افراد در معرض خطر آنفلوانزا را ارائه داد. به نظر آشناست؟

وقتی نوبت خواستگاری می رسد ، اطلاعیه های ازدواج به عنوان برنامه های همسریابی در زمان خود استفاده می کنند. در یک فیلم 1919 از بایگانی روزنامه از بستر انساب ، دختران و بیوه های مجرد به دنبال یک مسابقه مناسب در همه گیر هستند:

تبلیغات شخصی از Buffalo Courier-Express مارس 1919

تبلیغات شخصی از Buffalo Courier-Express مارس 1919

نیتی البویم ، یک محقق ارشد در MyHeritage ، به Mashable گفت که تبلیغاتی از این قبیل قبل از آنفولانزا ، اما مطمئناً بعد از آن وجود داشته است.

پس چرا برخلاف بسیاری از وقایع بزرگ تاریخی دیگر ، اطلاعات زیادی درباره زندگی عاشقانه مردم پس از سال 1918 وجود ندارد؟

ما هنوز هم برای پاسخ دادن به “نی ها را نگه می داریم”

من از مورخان دانشگاه های ایالات متحده خواستم و در اینترنت به دنبال متخصصان دیگری از سال 1918 گشتم تا درباره عاشقانه در اواسط آنفلوانزا و پس از آن بحث و گفتگو کنم ، اما بارها و بارها همان جواب را دریافت کردم: سوال عالی ، اما نمی توانم کمکی به شما کنم.

اسپینی موفق شد به من ایده ای بدهد که چرا.

مورخان هنگام تلاش برای جمع آوری احساسات و الگوهای فكری مردم ، به نامه ها ، دفتر خاطرات – منابع اولیه كه به طور مفصل وضعیت درونی آنها را توصیف می كنند ، نیاز دارند. برخی از گزارش های دست اول آن زمان وجود دارد که آنچه را که من به دنبال آن هستم توصیف می کند (عشق و خواستگاری) ، اما به گفته اسپینی ، آنها نادر و ناهموار هستند.

اسپینی در مصاحبه ای با Mashable گفت: “زندگی مردم در بسیاری از موارد مربوط به زنده ماندن بوده است.” همانطور که آنفولانزا جوامع در سراسر جهان را ویران کرد ، جنگ جهانی اول نیز چنین شد. مردم دقیقاً روی عاشقانه متمرکز نبودند.

علاوه بر این ، مردم در مورد احساسات خود به روشی که امروز صحبت می کنند صحبت نکردند. اسپینی گفت ، ما می دانیم كه ترومای گسترده ای وجود داشته است ، اما به سختی می توان شواهدی از این موج افسردگی – یا مالیخولیایی ، همانطور كه ​​در آن زمان اشاره كردند – داد ، زیرا مردم در آن حاضر نشدند. اسپینی گفت: برخی شواهد در مورد پناهندگی وجود دارد ، اما مورخان می گویند این “نوک کوه یخ” است. مردم فقط نمی توانند در مورد افسردگی با پزشکان صحبت کنند.

آسیب دیدگی دوگانه جنگ و همه گیری نیز تشخیص تأثیرات مختلف این دو را دشوار می کند. اسپینی گفت: “ما كاملاً مطمئن هستیم كه در بسیاری از نقاط جهان زندگی مردم وارونه است. اما این زمان غیرمعمولی بود زیرا این همه گیری و جنگ وجود داشت ، بنابراین از بین بردن تأثیرات این دو سخت است. “

“ما کاملاً مطمئن هستیم که در بسیاری از نقاط جهان زندگی مردم زیر و رو شده است.”

تفاوت کلیدی دیگری بین همه گیری 1918 و امروز وجود دارد: بیشترین حساسیت به ویروس. امروز (هر چند). در سال 1918 ، برخی از آسیب پذیرترین افراد بین 20 تا 40 سال بودند – بهترین سال برای تشکیل و تشکیل خانواده.

از دست دادن این افراد به معنای از دست دادن درآمد اساسی خانواده ، والدین و همسران است. به گفته اسپینی ، این مرگ ها ، همراه با فقدان شبکه اجتماعی ، زندگی دیگران را نابود کرد. بچه ها یتیم شدند ، مردم خلوت شدند. عاشقانه در راس ذهن اکثر مردم نبود.

اینها تنها برخی از دلایلی است که دشوار است تعیین کند “دوست یابی” و جنبه های دیگر زندگی تفریحی در آن زمان چه بوده است. اسپینی گفت: “این واقعا ناملموس است و شما همیشه نی می گیرید.”

اما همه چیز از دست نرفته است. “آن زمان ما مورد توجه قرار گرفتیم [vivid] به نظر می رسد ، “اسپینی در مورد جنبه های زندگی ، عشق و ازدواج ، از جمله.

شوخی در مورد آنفولانزا از سال 1918

یکی از معروف ترین داستان های آن دوره است توسط کاترین آن پورتر ، پس از آن اسپینی نام کتاب خود را گذاشت. پورتر روزنامه نگاری در دنور بود که به آنفولانزا مبتلا شد. اسپینی در کتاب خود می نویسد ، موهای سیاه او ریخته و دوباره سفید شده است. پورتر زنده مانده و این داستان نیمه زندگینامه را در مورد یک منتقد دراماتیک به نام میراندا که عاشق سربازی به نام آدام می شود ، نوشت.

میراندا آنفولانزا می کند و آدام از او مراقبت می کند. او فرار می کند و از هذیان بیرون می آید ، اما مانند پورتر زنده می ماند. بعد از “مدت طولانی” ، ظاهراً ماه ها ، میراندا در بیمارستان بیدار می شود و می فهمد که در حال بهبود است. با این حال ، آدام بر اثر آنفولانزا در یک بیمارستان خارجی در یک اردوگاه – پس از اینکه احتمالاً توسط میراندا ترتیب داده شد – درگذشت. داستان با قلب شکسته میراندا پایان می یابد.

یک شریک در اثر آنفولانزا درگذشت و دیگری زنده ماند در سال 1918 غیر معمول نبود. اسپینی یک مثال واقعی را توصیف کرد که در مورد آن نوشت سوار کم رنگ. دو سوئدی به نام های نیلز و کلارا در سال 1918 ازدواج کردند ، اما کلارا کمتر از یک سال بعد از آنفلوانزا درگذشت. نیلز شش سال بعد با بهترین دوست کلارا ، انگلا ، ازدواج کرد.

اسپینی گفت: “سرنوشت او به مسیر دیگری هدایت شد.”

خانواده و فرزندان وی از همسر اول او اطلاعی نداشتند تا اینکه سال 1982 ، نوه نیلز نامه های رد و بدل شده بین نیلز و کلارا را پیدا کرد. “او نتوانست تخریب کند [the letters]”اسپینی به من گفت.” او با این زندگی جایگزین ادامه داد. “

تلاش برای عادی بودن

در حالی که برخی از مردم به زندگی “جایگزین” خود ادامه می دهند ، دیگران سعی می کنند حس طبیعی بودن را حفظ کنند ، شبیه آنچه اکنون می بینیم.

درست همانطور که برخی امروزه از آن برای شبیه سازی صمیمیت با عزیزانشان استفاده می کنند ، بریده های روزنامه نشان می دهد که کسانی که در سال 1918 بودند کار چندان متفاوتی نکردند. رویال سی کوپلند ، کمیسر بهداشت نیویورک به مردم توصیه کرد که بوسه نزنند مگر با دستمال. حتی بیشتر از این ، Elboim به Mashable گفت ، روزنامه ای از اختراع جدیدی به نام صفحه بوسه تبلیغ كرد. البویم گفت: “این به عنوان یک تور پوشانده شده با یک ماده ضد عفونی کننده که تضمین می کند همه میکروب ها را از بین خواهد برد” ارائه شد.

شماره 17 آگوست 1919 روزنامه نیویورک ، خورشید که اکنون از کار افتاده است.

شماره 17 آگوست 1919 روزنامه نیویورک ، خورشید که اکنون از کار افتاده است.


صفحه بوسیدن از نسخه ماهنامه Popular Science که در فوریه 1920 منتشر شد ، اکنون Popular Science.

در پیوند دادن این فاجعه ها ، جان گالوین ، شهردار سینسیناتی در سال 1919 به سربازان برگشت دهنده جنگ جهانی اول گفت: “ما اکنون به شما فرصت می دهیم که خواهران خود را ببوسید. هیچ مصوبه ای در مورد” بوسیدن علیه “وجود ندارد و اگر وجود داشته باشد ، شهردار اینگونه نیست البویم توضیح داد ، گالوین چشمان خود را بست ، حدود 800 سرباز به خانه بازگشتند و دیگران را به طور بالقوه افشا كردند (و خود را افشا كردند).

مقاله 3 مارس 1919 در مریدن دیلی ژورنال ، که به تفصیل توضیح می دهد که هیچ "در برابر بوسیدن" دستورالعمل در مورد بازگشت سربازان.

مقاله ای در تاریخ 3 مارس 1919 در روزنامه مریدن دیلی ژورنال ، که جزئیات آن را در مورد هیچ گونه مصوبه “بوسیدن” برای بازگشت سربازان تعیین نکرده است.

عروسی های سیاه و کارناوال اهریمنی

اسپینی گفت آنفولانزا باعث ایجاد “بازی جهانی صندلی های موسیقی” شده است که در آن زندگی ، جوامع و جوامع تبادل می شود. پدیده دیگری که وی به آن اشاره کرد برای جلوگیری از بیماری طراحی شده است. دو نفری که جامعه آنها را حاشیه ای می داند ، مانند گدایان ، در یک گورستان ازدواج می کنند. سپس یک جشن و جشن عظیم برگزار شد و جامعه برای این زن و شوهر پول جمع می کرد.

عروسی های سیاه در اودسا ، سپس روسیه و اکنون اوکراین برگزار شد. اسپینی گفت: “در آن زمان ، این امر قبلاً كفرآمیز تلقی می شد ، اما به عنوان نشانه ای از ترس مردم ، آنها از رئیس خاخام و مقامات شهر اجازه این كار را دریافت كردند.”

با این حال ، این عروسی ها فقط مخصوص اروپا نبود: عروسی های سیاه نیز در آمریکای شمالی مانند وینی پگ و نیویورک گزارش شده است.

مضمون کارناوال سال 1919 در ریودوژانیرو لحن تلخ مشابهی داشت: مجازات الهی. افراد بیشتری از هر زمان دیگری در این جشنواره شرکت کرده اند و اگرچه جزئیات آن مشخص نیست ، اما اسپینی و مورخان می دانند که این فستیوال تبدیل به یک فسق شده است.

اسپینی گفت: “اتفاق عجیبی در این کارناوال رخ داد.” “انگار تمام محدودیت های معمول یا قوانین معمول فقط از بین رفته اند. تفسیر معنی آن دشوار است.” که در سوار کم رنگ، اسپینی نقل کرد:

کارناوال آغاز شد و در یک شب آداب و رسوم پیر ، پیر ، طیفی شد … مردمان شروع به انجام کارها ، تفکر ، احساس ناشناخته و حتی اهریمنی کردند.

در واقع ، گزارش هایی از “تغییر رنگ” و تجاوز در شهر وجود دارد. نه ماه بعد از کارناوال ، یک رونق کودک در ریو اتفاق افتاد و این بچه ها “پسران آنفولانزا” نامیده می شدند.

اسپینی گفت: “یكی از راه های تأمل درباره آن ، هر چند تكان دهنده باشد ، این نوع بیان نیروی زندگی است.” “مردم از مرگ بسیار وحشت زده و خسته شده بودند. این نوع چیزها چیزی به آنها رسید تصور جو یا آنچه بر آنها غلبه کرده کاملاً دشوار است. “

همانطور که اسپینی می نویسد ، گزارش شده است که در سایر مکان ها مانند هند و هند نیز رونق کودک وجود دارد سوار کم رنگ. با توجه به ویرانی های آنفولانزا و جنگ جهانی اول – بدون اشاره به رکود بزرگ ، که تنها 9 سال پس از پایان آنفولانزا رخ خواهد داد – تقریباً هیچ موردی وجود نداشت.

چه موازاتی را می توان بین سالهای 1918 و 2020 ترسیم کرد؟

به گفته اسپینی ، درک اینکه تجربه کامل انسان پس از آنفولانزای 1918 چه بوده است ، هنوز دشوار است. این به ضرر دانش تاریخ ما و عبرت هایی است که از آن گرفته شده است.

اگر مورد مثبتی در اینجا وجود داشته باشد ، این است که ویروس کرونا ویروس جدیدی در سال 1918 روشن می کند. اسپینی امیدوار است که اطلاعات جدیدی از این امر پدیدار شود. وی گفت: “یکی از نکات جالب در مورد این همه گیری این است که مردم را مجبور می کند دوباره درباره 1918 فکر کنند و صحبت کنند.” “احتمالاً بایگانی های شخصی بیشتری برای بیرون آمدن وجود دارد.”

اسپینی ادامه داد: “مردم به اتاق زیر شیروانی خود رفته و جعبه هایی پر از نامه های خانوادگی پیدا می کنند تا سعی کنند نحوه زندگی خانواده هایشان را بفهمند.”

ما نمی دانیم دوستیابی یا جنبه های دیگر زندگی در سالهای پس از COVID چگونه خواهد بود. در واقع ، ما نمی توانیم دوره پس از 1918 را به عنوان یک برنامه در نظر بگیریم. با این حال ، دسترسی به این دیدگاه های زندگی در طی شیوع آنفلوانزا نشان می دهد که بشریت طی یک قرن تغییر چندانی نکرده است: ما هنوز آرزوی عشق داریم و هنوز هم می خواهیم بوسه بزنیم – حتی اگر از طریق صفحه باشد.




منبع: salamati-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>