داستان واقعی سقوط تاچر بسیار وحشی تر از تاج است


صنعت در انگلستان با یک دهه تعطیلی از بین رفته است. شهرهای شمالی سرزمین های بایر مغازه های سوار و بسته بودند. قانون همجنسگرايی جديد به نام بخش 28 معلمان و شوراهای محلی را از بحث در مورد موضوعات LGBTQ منع کرده است. و مالیات نظرسنجی ، که در اصل در اسکاتلند آزمایش شده است ، به تازگی وضع شده است ، بدون در نظر گرفتن درآمد ، از همه برای خدمات دولت محلی یکسان هزینه می گیرد. پاسخ ناآرامی های مرکز لندن بود.

این میراث نخست وزیر مارگارت تاچر در سال 1990 ، یازدهمین سال قدرت وی بود. در فصل آخر هیچ یک از اینها ذکر نشده است تاج – که به افتخار آن ، شامل جیلیان اندرسون است ، که شخصیت سیاسی وحشتناکی را که تاچر ساخته کاملاً ناخن می زند. (بله ، ساخته شده: تاچر یک مربی آواز را استخدام کرد تا آن رونق استبدادی عمیق را به او بدهد ، و لهجه سبک و غنایی لینکلنشایر جوانی اش را از بین ببرد.)

تاج فینال خود را به فصل پاییز تاچر اختصاص می دهد ، که 30 سال پیش در این ماه اتفاق افتاد. اما حتی در اینجا ، این نمایش به سختی سطح رقابت حزب محافظه کار را خراشیده و باعث پایین آمدن آن شد. نه تنها به این دلیل که مالیات نظرسنجی هرگز ذکر نشده است (محافظه کاران تاچر پس از معرفی حزب مخالف حزب کارگر تا 20 امتیاز در نظرسنجی عقب ماندند و خواستار جایگزینی فوریت اضافی آن شدند).

همچنین اشاره ای به داستان بزرگتر و وحشیانه پشت مسابقه رهبری به ما داده نشده است. این یک تراژدی انتقام و استکبار شایسته شکسپیر است. یکی از این موارد را می توان در زمانی جستجو کرد که تاچر از پشت به سلف خود خنجر زد.

چگونه شروع شد


تاچر در سال 1975 ، سالی که به رهبری محافظه کار تبدیل شد ، با مایکل هسلتین ، رقیبی که وی را در سال 1990 سرنگون خواهد کرد.

تصویر: وسلی / کیستون / گتی ایماژ

از نظر تاچر ، سال 1975 یک سال شلوغ بود. او در حالی که به یک برنامه شیر رایگان رایگان برای دانشجویان خاتمه داد ، برای نامزد “مگی تاچر شیر ربودن” برای زمان تازه تمام شده خود در دولت به عنوان وزیر آموزش و پرورش مبارزه می کرد. او با موفقیت برای همه پرسی سال 1975 در مورد اینکه انگلیس باید در جامعه اروپا بماند (البته از قضا با توجه به موضع ضد اروپایی بعدی آن) مبارزه کرد. و او تصمیم گرفت در انتخابات محافظه کاران سالانه در برابر تد هیت شرکت کند. (تاج پادشاهی بینندگان هیت را به عنوان نخست وزیر لیسانس می دانند که پیانو می نوازد و در فصل 3 با معدنچیان به مشکل برمی خورد)

انتظار می رفت که کیت جوزف ، مربی سیاسی تاچر با هیت مبارزه کند ، که پس از شکست در دو انتخابات کارگری در سال 1974 آسیب پذیر بود. اما جوزف ، به اظهار نظر در مورد چگونگی داشتن فرزندان فقیر نسبت به افراد فقیر واکنش نشان داد ، کلاه خود را از حلقه. مبارزات غافلگیرانه تاچر با حمایت یک قانون جدید حزب همراه بود که برای جلوگیری از دور دوم انتخابات ، هیث باید 15 درصد بیشتر از قانون گذاران محافظه کار رای داشته باشد. همین قانون مانع از پیروزی وی در رقابت در سال 1990 در اولین رای گیری ، تنها با چهار رأی می شود.

دو قسمت دیگر فینال 1990 در حال حاضر در حال بازی بودند. جفری هاو که حباب سخنرانی استعفا در برابر تاچر باز می شود تاج پادشاهی فینال فصل در برابر تاچر در مسابقه 1975. و او قبلاً با مایکل هسلتین ، محافظه کار طرفدار اروپا که نقشی اساسی در ایجاد آژانس فضایی اروپا در 1973 داشت ، درگیر شد. هسلتین همچنین سعی کرد هزینه های فضایی انگلیس را با یک قدرت یکی از وزیران کابینه حاضر نشد از سهم خود در برنامه تسلیم شود: مارگارت تاچر.

تارزان برمی گردد

هزلتین در داخل و خارج دولت چهره ای رنگارنگ بود. او با یال وحشی مو و شباهتش به جانی وایزمولر بازیگر فیلم تارزان به “تارزان” معروف شد. در سال 1975 ، هسلتین عصبانی شد وقتی که دولت کارگر رأی آورد و معاونان وی سرود سوسیالیست را خواندند. پرچم قرمز. هسلتین ، ماس ، نمادی از اقتدار ملکه در پارلمان را گرفت که لمس اعضای آن ممنوع است. بسته به اینکه چه کسی داستان را روایت می کند ، یا آن را روی نیمکت های کارگر تکان می دهد یا با تمسخر به آنها پیشنهاد می کند. در هر صورت ، “حادثه گرز” هرگز فراموش نخواهد شد.

هزلتین در دولت به عنوان وزیر دفاع مارگارت تاچر پس از پیروزی در سال 1979 ، همچنان عناوین اصلی را بدست آورد. او ژاکت استتار نظامی پوشید و به گرینهام کامن ، پایگاه نیروی هوایی سلطنتی ، که در آن سلاح های هسته ای محاصره شده توسط مبارزات ضد هسته ای قرار دارد ، رفت. هسلتین با معترضین درگیر شلوغی شد و همین امر باعث خشونت آنها و پیروزی روابط عمومی تارزان شد. سپس ژاکت را به نشانه افتخار پوشید.

و سپس در سال 1986 ، هسلتین به دلیل هلی کوپتر به شدت استعفا داد. او می خواست وست لند ، آخرین تولید کننده هلی کوپتر انگلیس ، به یک شرکت اروپایی فروخته شود. تاچر ، خدمتکار رونالد ریگان ، ترجیح داد آن را به یک شرکت آمریکایی بفروشد. ماجرای وستلند یکی از آن رسوائی های مربوط به مدرسه قدیمی بود که جزئیات جزئی درباره اینکه چه کسی در مورد جلسات مهم به او دروغ گفته است را فاش کرد. نتیجه واضح بود: دو منافع محافظه کار تایتانیک بر سر اینکه کدام قاره کشور در تلاش است تا در آینده متعهد شود درگیر شده اند.

قهرمان طرفدار اروپا برای تعلل و برنامه ریزی انتقام خود به صحرا رفت.

گوسفندان مرده کف می زنند

جفری هاو ، چند ماه قبل از استعفای دولت مارگارت تاچر بر سر اروپا ، در یک رویداد انتخابات اروپا رفت.

جفری هاو ، چند ماه قبل از استعفای دولت مارگارت تاچر بر سر اروپا ، در یک رویداد انتخابات اروپا رفت.

تصویر: David Giles / تصاویر PA از طریق گتی ایماژ

در آن زمان ، جفری هاو به یک سرباز وفادار در دولت تاچر تبدیل شد. او چنان نرم و مودب بود که یک رقیب حزب کارگر یک بار حملات هاو را در پارلمان چنین توصیف کرد: “مانند وحشی بودن از یک گوسفند مرده”. اما او همچنین طرفدار اروپا بود. هاو به عنوان وزیر امور خارجه (معادل وزیر خارجه انگلیس) ، از پیوستن به چیزی به نام مکانیزم نرخ ارز پشتیبانی می کند که نرخ ارز همه ارزهای جامعه اروپا را بهم پیوند می دهد.

در سال 1989 ، هاو به تاچر کمک کرد تا در حمایت از ERM اظهارات عمومی کند. وی در پاسخ او را اخراج کرد ، و تلاش کرد تا با پست کاملاً تشریفاتی معاون نخست وزیر ضربه را کم کند. پس از سخنرانی که تاچر به ERM گفت “نه ، نه ، نه” ، هاو استعفا داد.

این متن سخنرانی استعفای مثانه وی در سال 1990 است ، که در آن هاو شکایت کرد که حضور در دولت تاچر مانند حضور در تیم کریکت است که “خفاش هایش توسط کاپیتان تیم شکسته شده است”. اما چرا کریکت؟ نه تنها انگلیسی ها از ورزش ، به ویژه انواع محافظه کار در کلاس بالا ، دیوانه هستند. این بود که تاچر تازه با استفاده از چند استعاره از کریکت سخنرانی کرده و در مورد قدرت سیاسی خود مباهات کرده است.

این یک کف زدن کریکت بود.

تاج منصفانه است كه توجه داشته باشيم كه سخنراني هاو كاتاليزوري بود كه هسلتين را بر آن داشت تاچر را در رقابت سالانه حزب براي رهبري به چالش بكشد. اما این اولین چالشی نبود که با آن روبرو شد. یک نماینده محافظه کار مبهم به نام آنتونی میر در سال 1989 علیه او دوید. مایر به طور گسترده ای به عنوان “اسب دنباله دار” شناخته می شد که به امید پریدن روی شخصی بهتر به نام هزلتین می دوید. او این کار را نکرد ، نه امسال ، اما روشن بود که یک دهه سیاست های اقتصادی تفرقه انگیز ، حمایت تاچر از حزب پارلمانی خود را ضعیف کرده است.

سخنرانی هاو در آن زمان اسلحه اصلی مسابقه ای بود که سالها درگیر ساخت بود. حزب محافظه کار ، مدتها قبل از Brexit ، عادت داشت که خود را از هم بپاشد و رهبران خود را در مسئله اروپا سرنگون کند. عدم محبوبیت عمیق تاچر در کشور – حزب وی در سه انتخابی که پیروز شد هرگز بیش از 44 درصد آرا را کسب نکرد و تنها به دلیل کشورهای ثالث موفق شد – سوخت در آتش است.

یک کنایه دیگر را می توان در این واقعیت یافت که تاچر هنگام اعلام اولین دور انتخابات در 20 نوامبر 1990 ، در اجلاس پاریس در اروپا بوده است. تاج، مشاوران خود را در آغوش می کشد و شروع به نوشیدن می کند. در واقع ، وی هنگام پخش زنده بی بی سی از ساختمان خارج شد تا بیانیه تحریک آمیزی ارائه دهد. رئیس مطبوعات او ، برنارد اینگهام ، مرد بی ادبی که زندگی نامه اش می تواند به تنهایی یک فیلم را پر کند ، خبرنگار بی بی سی را در یک ویدیوی معروف که سالها بعد به یاد می آورد حذف کرد.

تاچر چندین رای برای شکست مستقیم هسلتین به دست آورده بود ، اما از قانون 1975 که به 15 درصد برتری نیاز داشت ، شگفت زده شد. در 21 نوامبر 1990 ، تاچر پس از سوگند به جنگ و مبارزه برای پیروزی ، به لندن بازگشت ، وزرای کابینه خود را یکی یکی ابراز کرد. همه به او گفتند كه از او حمایت می كنند ، اما او احتمالاً نتوانست در رای دوم Heseltine را شکست دهد. اگر او اکنون بازنشسته شود ، ممکن است دوست تاچر که معاون خواهد بود – مانند وزیر اعظم آینده جان میجر – در برابر تارزان شانس دارد.

تاچر روی آن خوابید و روز بعد از مسابقه کنار کشید. سالها بعد ، طرفداران حدس می زدند که اگر او دفتر خود را به یک باره می دید ، کسی جرات پیشنهاد بازنشستگی را نداشت. هنوز هم ، او امروز بعد از ظهر چرخشی عالی در پارلمان انجام داد و رای عدم اعتماد رهبر حزب کارگر ، نیل کینوک را دفع کرد. و در دراز مدت ، او آنچه را که می خواست – جانشین دوستانه تاچر – به دست آورد.

پیوند خانه کارتها

عکس های کمیاب: مارگارت تاچر هنگام خروج از خیابان داونینگ در 28 نوامبر 1990 در حالی که اشک می ریخت.

عکس های کمیاب: مارگارت تاچر هنگام خروج از خیابان داونینگ در 28 نوامبر 1990 در حالی که اشک می ریخت.

تصویر: Neville Marriner / Daily Mail / Shutterstock

جان میجر ، که مدت کوتاهی در یک نقش غیر سخنرانی دیده می شد ، در كنار تاچر در پارلمان نشست تاج، Heseltine را در دور دوم رقابت رهبری شکست داد و نخست وزیر بعدی شد. او همچنین مستقیماً پیروز نشد ، اما حرکت واضح بود و تارزان قبل از شکست اجتناب ناپذیر در دور سوم ، کنار رفت.

سرگرد به اندازه هوو تحصیل کرده بود – صفت اصلی که هنوز هم برای توصیف او استفاده می شود “خاکستری” است – اما او همچنین چیزی شبیه یک شخصیت ماکیاولی است. در طول هفته مسابقه رهبری ، سرگرد موفق شد از همه س questionsالات در مورد جاه طلبی های خود جلوگیری کند. چه به طور تصادفی و چه به صورت طراحی ، او یک عمل دندانپزشکی را برنامه ریزی کرده بود که او را از چشم رسانه دور کرد. وی در سال 1992 یک پیروزی غافلگیرکننده در انتخابات در برابر Kinnock بدست آورد ، انگلیس را از ERM خارج کرد در حالی که بعداً در همان سال یک بحران اقتصادی بزرگ ایجاد کرد و در سال 1997 با شکست شدید توسط تونی بلر شکست خورد.

در آن زمان ، برکناری مارگارت تاچر به افسانه تبدیل شد. استعفای وی یکی از جالب ترین لحظات در تاریخ سیاسی انگلیس بود. افراد کمی می توانند احساس تعجب را فراموش کنند. تاچر آنقدر برنده شده بود که ظاهراً شکست ناپذیر بود. شادی در زمین نفوذ کرده بود ، به خصوص در میخانه های این شهرهای خرد شده شمالی. تعداد کمی از افراد همچنین می توانند راه او را با بیان احساسی غیر مشخص از خیابان داونینگ استریت فراموش کنند. صفحه اول روپرت مرداک را بخوانید: “خانم T-ear” خورشید روزنامه روز بعد

اما وحشیانه ترین خاطره استعفای تاچر برای بریتانیایی جوانی مثل من ، پیش نمایش آخر هفته قبل از وقوع آن بود. در 18 نوامبر 1990 ، خانواده ها در انگلستان در اولین قسمت از یک درام سیاسی جدید بر اساس رمانی از مایکل دابز محافظه کار در سال 1989 استقرار یافتند. نام او: خانه کارتها. (سالها بعد ، نمایش انگلیس نسخه آمریکایی نتفلیکس را الهام خواهد گرفت ، که موفقیت آن به نتفلیکس کمک کرد تا چراغ سبز تولید کند تاج… که دایره کامل ما را به ارمغان می آورد.)

در صحنه اول ، نماینده خیالی محافظه کار ، فرانسیس اورکوهارت ، پشت میز کار خود است و به یک تصویر قاب شده از مارگارت تاچر نگاه می کند. وی گفت: “هیچ چیز برای همیشه دوام نمی آورد” خانه کارتها کائنات. آیا همکاران دابس این را تماشا کردند و تصمیم گرفتند که زمان تقلید از هنر فرا رسیده است؟ آیا او فقط چهار نماینده را به رأی مخالف خود ترغیب کرد و اکثریت آشکار را رد کرد؟

همانطور که خود اورکوهارت با لبخند می گفت: “شما خیلی خوب فکر می کنید. من نمی توانم نظری بدهم.”




منبع: salamati-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>